عمران و معماری
یا راهی میابیم...یا راهی میسازیم
درباره سایت


شاقول یکی از ابتدایی ترین ابزار کار ساختمانی است که از گذشته تا کنون در ساخت و سازها استفاده می شده است این ابزار که با استفاده از اساسی ترین قانون فیزیک که همان جاذبه است کار میکند بسیار ساده و کارآمد است. این سادگی که در کنار تکنولوژی های امروزی هنوز مورد استفاده قرار می گیرد ما را بر آن داشت تا با نامگذاری این سایت بدین اسم به معرفی تکنولوژی های نوین در صنایع مهندسی بپردازیم. امروزه با پیشرفت تکنولوژی همه روزه شاهد رونمایی از محصولات جدیدی در زمینه های مختلف مهندسی از جمله صنعت ساختمان و راه هستیم ، از این رو ما تلاش داریم شما را با جدیدترین دست آورد های این صنعت آشنا سازیم که در جهت بهبود کارایی ، اجرا و طراحی پروژهها کمک شایانی خواهد کرد .
ما را از نظرات خود بهره مند سازید.
با تشکر مدیریت سایت www.shaqool.ir

مدیر سایت : علی اسکندری
نویسندگان

باروک در حقیقت در صنعت جواهرسازی به معنای مروارید نامنظم و یا به سنگی که تراش نامنظم خورده باشد، به کار میرفت و در اصطلاح عنوانی است که از اواخر قرن نوزدهم، نوگرایان به یک رشته قالبهای جمال شناختی در قرون گذشته که حالاتی خاص وغیرعادی داشته اند اطلاق کردند.باروک نه یک مکتب یا نهضت ادبی مشخص و معین است و نه از نظر تاریخی و جغرافیایی به زمان ومکانی معین محدود است. هنر باروک پیش از آنکه در ادبیات به کار رود در هنر معماری رخ نمود و به تدریج در هنرهای تجسمی  و موسیقی آشکار شد.از نظر منتقدین قرن نوزدهم معماری باروك عبارت است از معماری كلاسیك منحط بی ساختار و دارای تزئینات نمایشی زیاد و عجیب و غریب.باروك نوعی هنر است كه در آن قواعد تناسب رعایت نمی شود و همه چیز بنا به حواس هنرمند نمایانده می شود. این سبك هنری دارای روحی از حركت و جنبش است كه نقطه مقابل سكون كلاسیك است. هنرمندان در باروك بر خلاف دوران كلاسیك با احساس خود حركت می كنند و احساس را مقدم بر عقل می دانستند.

ویژگی های باروک


سیالیت فضا
پیوند حرکت به معماری
نامتوازنی
نور و رنگ
ژرف نمایی و پویایی در مقابل ایستایی معماری رنسانس
استفاده از قوس ها منحنی ها و آرایش های پیچیده به جای خطوط مستقیم
به کار بردن تزئینات زیاد در معماری و استفاده از لباس های پر زرق و برق
 

از منظر فرم، معماران باروک خطوط خمیده را بر خطوط راست ترجیح می دادند و از طاقچه ها، دیوارها، ستون نماها و ستون های مقید به صورتی چنان پیوسته استفاده می کردند که معماری انعطاف پذیر و نرم به نظر می رسید. شکل دهنده ی تجلیل از روحانیون نبود، بلکه بخشی از آن بود. به نظر می رسید که جوهر اصلی هر بنا توسط نیروهای مرموز و قدرتمند الهی شکل می گرفت. در این سبک، نه تنها شاهد استفاده از خطوط منحنی و بیضی ها هستیم بلکه با شناخت حرکت موزون در فضا و هم چنین تقویت پویایی بصری آن، نه تنها با استفاده از نقاشی، بلکه به مدد تندیس های کودک فرشتگانی که در فضاهای بالاتر جای گرفته اند، رو به رو می شویم بر خلاف کلیساهای جامع قرون وسطا که در آن شیشه های رنگین نور ورودی به شبستان را تعدیل می کردند، پنجره های باروک شیشه ی ساده داشتند و فاقد هر نوع مشبک کاری بودند. نور ناگزیر با معماری در هم می آمیخت و نواحی خاصی را روشن می کرد. نور خیره کننده نبود بلکه نوعی نور مرموز و پخشی بود، زیرا پنجره ها پشت حفاظ ها یا ستون نماها پنهان می شدند.غالباً هنگامی که وارد کلیسای باروک می شویم ، آن را نسبتاً روشن می یابیم، بدون آنکه پنجره ای ببینیم اما بسیاری از عناصر معماری باروک نو نبودند. میکل آنژ و پالادیو هر دو از شیوه ی غول ستونی استفاده کرده بودند. اما معماران باروک، هنگامی که برای برآورده کردن نیازمند اصلاحات به تفسیر و شرح و بسط رمز و راز ایمان و ستایش فضایل شهدا فراخوانده می شدند در گذر از یک محیط به محیط دیگر تردید به خود راه نمی دادند. اگرچه نازک کاری دیوارها و ستون نماها بسیار متنوع بوده درباره ی آثار رنگ و نور پردازی به اندازه ی کافی تامل می شد. ایتالیایی ها مرمر سرخ و صورتی را ترجیح می دادند که با رنگ های سفید و سیاه برجسته شوند. آن ها از گنبدهای مطلای حجره بندی شده استفاده می کردند که توسط برجک نورگیر روشن می شد. معمار باروک هماهنگ کننده ی جلوه های نقاشی و تندیس گری بود که درست به اندازه ی خود معماری اهمیت داشتند اما صرفاً نمایشی خالی از محتوا نبود.

در واقع در معماری باروك ماهیت اصلی آفریده ها عبارتند از 

ایجاد هماهنگی و هنجار درمیان عناصر و مضامینی گوناگون و درهم آمیختهنشان متمایز باروك نحوه فكری و احساسی آن است. آنچه كه سیمای باروك را مشخص می كند، بسط نوعی جهان بینی مخصوص است كه در معماری، خود را در قدرتی نو نشان می هد؛ قدرتی كه فضاهای مختلف را با هم می آمیزد و وحدتی شگفت انگیز از تركیب اجزایی متفاوت بوجود می آورد. لازم به ذكراست این نوع نگرش در تمامی رشته ها تا از هم گسیختگی ناشی از عصر صنعت باقی ماند.
طراحی فراخ و در مقیاس بزرگ در فضایی شكوهمند و ابهت انگیز
تعبیه فضای كلی در مركز و منظم كردن سایر فضاها به سمت آن
به خدمت گرفتن عناصر اصلی پیكرتراشی و نقاشی و سایر هنرهای تزئینی برای ایجاد اثری كامل یكی از دلایل پیدایش پیكره سازی باروك نقش مقابل بین باروك و كلاسیك گرایی بود . پیكره سازی هم در نشان دادن معجزات دین مسیح كمال می یابد و بازتابی از نوعی اشتیاق برای اعجاب انگیزی است. 
استفاده از عناصر تزیینی و نمایان كردن هر چه بیشتر فواره ها و آب نما ها در معماری باروك بسیار متداول بوده است . بعد ها اینگونه برخورد با آب و استفاده نمادین از مجسمه سازی در شهر سازی و میادین باروك نیز مرسوم شده است .


منشا باروک در رم بود( این سبك که در ایتالیا پا گرفت و قسمت اعظم اروپا را هم به زیر پوشش خود درآورد، تقریبا از اوایل قرن 17 تا اواسط قرن 18 در بیشتر كشورهای لاتین گسترش یافت.) و معمارانی که بیشترین سهم را در پیدایش آن داشتند عبارتند از جیووانی لورنتسو برنینی و فرانچسکوکاستلی بورومینی.ایجاد تمایز بین باروک رومی و باروک اروپایی مهم است. رم باروک پس از سال 1648 و در دوران پاپی الکساندر هفتم به تدریج در محاق رفت.از آن زمان به بعد دستگاه پاپ دیگر در سیاست اروپا قدرت عمده ای به شمار نمی رفت.در این دوران فرانسوی ها واتریشی ها مالک بخش مهمی از ثروت اروپا شده بودند و سبک باروک در میدان واندوم در پاریس و شاتو دو وا له ویکنت اثر آندره لانوتر خود را نشان داد.در اتریش  نمونه آن قلعه شونبرون است. سرانجام باروک به معماری اواخر قرن هفدهم پایتخت های اروپایی (رم,پاریس,لندن و وین) تبدیل شد و سیمایی به این شهرها بخشید که هنوز بخش مهمی از هویت امروزی آن ها را شکل می دهد.

درباره ی باروک ایتالیا باید گفت باروک رومی نمایانگر یک آرمان مذهبی و سیاسی است . که نماینده ی این معماری گنبد کلیسای سان پیترو در روم است . باروک ایتالیایی آشکارا بسیاری از عناصر باستانی را منسوخ کرد . این گنبد با پیچ و تاب تمثیلی گسترده ای که بوسیله ی برنینی با پیروی از سلیقه ی معمارش میکلانژ و با تصور هنری خود او از ستون بندیهای جانبی میدان سان پیترو یافته است قرار بود که تجسمی باشد از تمامیت کلیسایی،تصویری از سروری مسیحیت و گنبد فلک که از لحاظ آرمانی تمام جهان را زیر پر می گیرد. در طرح بندی برنینی دو جبهه این ستون بندی به سان بازوان پیکری هستند که سرش خود گنبد است .نخستین اثر معماری این دوره ، کلیسای ایل جزو بود که آن را معمار آن دوره «جاکموداونییولا»      طراحی کردوساخت . وی نقشه همکف کلیسا را تهیه کرد ومعمار دیگری به نام  «جاکومودادلاپورتا» مسئولیت تکمیل نمای آن را به به عهده گرفت.

ایل جزو در پلان و در سازه بیش از هر کلیساس رومی دیگر اواخر قرن 16 تاثیرگذار بود.شبستان عریض آن با طاق گهواره ای برای وعظ در برابر جمعیت انبوه مناسب بود.جایگاه همسرایان به کلی از شبستان جدا بود وبر تمایز بین کشیشان وعامه مردم تاکید می کرد. دیوارهای داخلی در ابتدا ساده در نظر گرفته شدند. نمای این کلیسا نیز از جهتی برجستگی داشت زیرا نشان از راه حل های فرمی نوینی داشت که معماران باروک از آن ها سرمشق گرفتند.ستون های پایینی بر اساس درون مایه ستون نماهای جفتی روی پاستون های بلند ساخته .شده اند و ازاره مشابهی نیز ستون های بالایی و پایینی را از هم جدا می کندمعماری که نخستین بار سخنگوی سبک معروف به باروک شد,جانلورنتسو برنینی نام داشت.او این سبک را به کاملترین شکلش در سایبان کلیسای سان پیتروی رم به نمایش گذاشت که در نوع خود همانند بسیاری از یادمان های جانشینش در دوره باروک از مرزهای بین معماری و پیکره تراشی فراتر رفت.آثار مهم برنینی عبارتند از سان توماسو دا ویلانووا در کاستل گاندولفو,سان آندرئا آل کوئیریناله در رم و سانتا ماریا دل آسونتسیونه در آریتچا. همه این ها طرح هایی از نوع مرکزی اند وپلان هایی با فرم های ساده هندسی دارند که به میزانی که اصلا کم نیست بر احترام مطلق معمار برای پانتئون مبتنی اند.

این کلیسا که در مجاورت واتیکان در مرکز شهر رم پایتخت کشور ایتالیا قرار دارد، حدود ۲۰۰ هزار متر مربع وسعت دارد.حجاری‌ها و مجسمه‌های بالای سقف کلیسای سن پیترو اثر میکل آنژ هنرمند مشهور ایتالیایی است.این کلیسا که بزرگترین کلیسای جهان نیز است، محل دفن سن پیترو؛ یکی از حواریون حضرت مسیح‌است و مقبره او در وسط محوطه داخلی این کلیسا قرار دارد.سایر پاپ‌ها از جمله پاپ ژان پل دوم هم در زیرزمین این کلیسای بزرگ و مجلل دفن شده‌اند.نقشه هوایی ساختمان‌های کلیسای سن پیترو به شکل یک کلید طراحی شده که نماد کلید بهشت محسوب می‌شود و مجسمه‌های حواریون مسیح نیز به شکل نیم دایره‌ای در اطراف در ورودی این کلیسا نصب شده‌است.بنای کلیسای سن پیترو در رم به مدت یک قرن تمام در دست ساخت بوده است. ابتدا در دوره رنسانس با طرح برامانته، سپس با طرح تازه میکل آنژ به صورت پلان متمرکز و ایستا ساخته شد.در سال 1607 پاپ توسعه کلیسا را به کارلو مادرنو واگذار کرد و او 3 بلوک را به صحن کلیسا افزود. سپس با ساخت یک نمای کشیده با سنتوری بر فراز ورودی که مورد انتقاد فراوان هم قرار گرفت چشم از جهان فرو بست.سرانجام تکمیل کار بر عهده جووانی برنینی گذارده شد و یکی از شاهکارهای معماری شهری باروک پدید آمد. وی با برپایی یک سایه بان بزرگ «خیمه مقدس» در زیر گنبد که دارای 4 ستون مارپیچ مرمرین بود تندیس 4 فرشته را بر بر فراز آنها بوجود آورد.سریر قدیس پطرس، بخش زیادی از زندگی پربار برنینی را به خود اختصاص داد، این نماد تجسمی از آمیزش پیکرتراشی با معماری همراه با نقاشی و نورپردازی است و نمایانگر پیروزی مسیحیت بر جهان می‌باشد.

طراحی میدان شکوهمند روبه‌روی کلیسای سن پیترو به گونه‌ای ظریف و موثر از پهنای نمای ساختمان مادرنو می‌کاهد و کلیسا با 2 یال ذوزنقه‌ای همگرا به میدان بیضی شکل که با دو ردیف دوتایی ستون به شیوه توسکان ساخته شده، ستون بزرگی را که از مصر آورده شده در مرکز و فواره‌های ساخت مادرنو را در دو کانون خود قرار داد.به این ترتیب برنینی ساختمان دوره رنسانس که به صورت منفرد و مستقل ایستاده بود را به .طرح گسترده در پیوند با محیط پیرامونی و معماری پویای باروک تبدیل کرد.

اگرچه بنایی مانند سان آندرئا یک بیضی عرضی است باز هم مرجعی کلاسیک دارد.این بنا ناگزیر از عقب نشینی بود تاامکان احداث میدان کوچکی در جلو کلیسا فراهم شود و کالسکه هایی که روزبه روز بزرگ تر ساخته می شدند بتوانند تا جلو کلیسا بیایند.این کلیسا مستقیما در مقابل پالاتسو دل کوئیریناله واقع شدهاست که در آن دوران اقامتگاه رسمی پاپ بود اما اکنون خانه رئیس جمهور ایتالیای مدرن است.ستون نماهای حجیم کرنتی ورودی آن را شکل می دهند که از دل آن سایبان ورودی خمیده ای بیرون زده است.انحنای محدب ورودی سرپوشیده پیش آمده در میانه میدانی با شکل مقعر آرمیده است و بازتابی از فضای مرکزی بیضی شکل در داخل است.در داخل کلیسا یک رشته طاقچه دیوارها را پر می کنند و مخارجه مرکزی به سنت آندرو تخصیص یافته و با یک جفت ستون مرمرین در جناحین مشخص شده است.چهار قدیس دیگر در طاقچه های مربع وار در دو جانب محور عرضی اصلی جای گرفته اند.طرح رنگ و استفاده از نور تکان دهنده است.ستون نماهای کرنتی که پیکربندی فضای اصلی را مشخص می کنند به رنگ سفید اند اما پشت بغل ها,ستون نماهای کوچکتر و ستون های مرمر قائم به ذات در سمت مخارجه مرکزی با مرمری زیبا,با ته مایه ای از رنگ سرخ و خال های سفید پوشانده شده اند.نوری که از پنجرهای مخفی به داخل مخارجه جاری می شود,قاب عکس تماشایی متکی به کروبیان و پرتوهای خورشید,همه از طلا را روشن می کند.گنبد روی فضای بیضی با تزئینات زرین خود می درخشد و فضای آسمانی را در ذهن مجسم می کند که سنت آندرو به آن عروج کرد.ستون بندی های مشهور برنینی که در سال 1656 برای ایجاد میدانی بیضی شکل و وسیع در جلوی کلیسای سان پیترو آغاز شد,نمادهایی قانع کننده و موثر همچون سایبان و مسند فرمانروایی پطرس حواری از قدرت فراگیر کلیسا بودند.خود برنینی به زبانی که مظهر ماهیت اساسا کاتولیکی بخش بزرگی از هنر باروک به شمار می رود شرح می دهد که چگونه ستون بندی هایش را برای یک پذیرایی مادرانه از کاتولیک ها برای تایید ایمان آنها از بدعت گذاران برای دوباره وصل کردن آنها به کلیسا و بی دینان برای نمایاندن دین حقیقی به آنها طراحی کرد.گرچه این ستون بندیها حرکتی پرجنب و جوشانه دارند که بخشی ضروری از هنر باروک در نزد ما به شمار می رود,تاکید بر ستون مستقل باربر روح معبد یونانی را به یاد می آورد نه معماری باستانی روم یا دوره رنسانس را که در آن بر دیوار تاکید شده بود.پلکان معروف اسکالا رجیا که از این ستون بندی به سوی آپارتمان های پاپ نشین ختم می شود,یکی از درخشان ترین مفاهیم معماری برنینی است.او با بهره گیری از این واقعیت که دیوارهای موجود که پلکان می بایست در دل آنها گنجانده می شد به موازات هم ساخته نشده بودند با به هم نزدیک ساختن دو ردیف ستون یونیایی واقع در دوسوی پلکان و اندک اندک کاستن از ارتفاع شان همچنان که بالاتر می روند جلوه پرسپکتیو آنها را دو چندان کرد.نور در نیم پاگرد از منبعی پنهانی ودر بالای پلکان پایینی از یک پنجره می تابد.

فرانچسکو بورومینی

استاد بزرگ بعدی سبک باروک رمی فرانچسکو بورومینی معمار همروزگار برنینی بود که نام خانوادگی واقعی اش کاتسلو بود و در شهر بیسونه بر ساحل دریاچه لوگانو در خانواده ای از معماران سرشناس چشمبه جهان گشود.او انسانی متزلزل و عصبی با زندگی تیره وخودمدارانه انفرادی بود وسرانجام نیز خودکشی کرد,شخصیتی تماما متفاوت با برنینی داشت.برنینی معتقد بود که او برای نابود کردن معماری فرستاده شده بود.بورومینی می گفت که معماری اش بر بنیان طبیعت,میکل آنژ و عصر باستان استوار گشته است.از جمله آثار وی کلیسا و دیری کوچک به نام سان کارلو آله کواترو فونتانه,کلیسای قدیسه آنیزه در میدان ناوونا وسان آیوو آلا ساپینتسا می باشد.

 

 سان کارلو آله کواترو فونتانه( فرانچسکو برومینی ۱۶۶۵-۷ )

کلیسا در تقاطی واقع است که به سبب وجود چهار آبنما شهرت یافته است وبر همین اساس نامگذاری شده است(کواتروفونتانه,یعنی چهار آبنما).بدنه کلیسا شکلی شبیه ال دارد که ورودی به مجتمع واقع در سمت چپ کلیسا وبال عقب شامل اتاق ها آن را شکل داده اند.فقط نمای جلوکلیسا در معرض دید است که به صورت پوسته ای روی سطح خارجی ساختمان اجرا شده است, زیرا کلیسا در باریک ترین قسمت خیابان قرار دارد.طرح فضای داخلی کلیسا مصالحه ای ابتکاری بین فرم و عمل گرایی است.این طرح بر پیش نمونه یک گنبد وچهار مخارجه مبتنی است.سطح داخلی گنبد بیضی شکل با هشت ضلعی ها,چلیپاها و لوزی ها ی در هم تنیده حجره بندی شده است. آنچه در خور توجه است این که کلیسا عنصری قائم به ذات نیست که خود را جدا و متمایز از بافت شهری جلوه دهد,بلکه آگاهانه متناسب با این محیط طراحی شده است.حیاط ورودی دو طبقه صومعه نیز بازی با وارون های هندسی است,اما برای پیروی از ایدئولوژی زاهدانه چنان طراحی شده است که همه عناصر آن سفید ساده باشند و به کل بنا حسی کاملا مدرن داده است.

سان آیوو آلا ساپینتسا

بورومینی ساختمان کلیسا را چنان طراحی کرد که با سازه ای قدیمی تر متناسب باشد واز فضاهای آموزشی به عنوان قابی برای کلیسا که در پشت میدانی به شکل حیاطی دراز واقع شده استفاده نمود و چنین به نظر می رسد که در بافت بنا جایگیر شده است.پلان کلیسا به صورت دومثلث متقاطع طراحی شد و دایره هایی در پیرامون آن ها اضافه شد تا فضا را کم و زیاد کنند.حاصل کار فضایی است که متمرکز و در عین حال محوری است.سادگی این پلان صادقانه وبی شائبه است.مانند سان کارلو نما وفضای کلیسا به زحمت با هم برخورد می کنند.در واقع کلیسا اصلا نمایی به مفهوم رنسانس سنتی ندارد زیرا در این جا چیزی جز نمای پر تفصیل حیاط دیده نمی شود.کلیسا ساقه گنبد بلندی دارد که گنبد بر آن استوار است.بر فراز گنبد کلیسا گنبدچه ای پرزرق و برق جای گرفته که بخش فوقانی آن حلزونی است.سومین هنرمند از میان سه هنرمند بزرگ در رم دوره باروک پیشرفته,پییتروبرتینی نام دارد که چون در شهر کورتونا از ایالت توسکان در ایتالیای مرکزی متولد شده بود خود را پییترو کورتونا نامید.او برخلاف دو هنرمند همروزگارش در اصل یک نقاش بود.اندرون های دیوارنگاره داری که او در دهه های 1630و 1640 در کاخ باربرینی رم و کاخ پیتی فلورانس اجرا کرد با آن تلفیق غنی معماری دیدفریب,پیکره های نمادین وگچبری هاشان در ردیف باشکوه ترین نمونه های خطای دید باروک در اروپا به شمار می روند.

 

باروک در فرانسه

با آنکه فرانسه هیچ گاه مانند ایتالیا با تمام وجود به سبک باروک نپیوست گسترش این سبک بیش از آنکه تحت تاثیر هر کشور دیگری غیر از ایتالیا باشد تحت تاثیر فرانسه صورت گرفت علت این پدیده آن بود که کاخ لوئی چهاردهم در ورسای با آن پارک و باغ های تماشایی طراحی شده اش به دست لونوتر، در سراسر اروپا همچون اثری وسوسه انگیز جلوه کرد، در حالی که پدیدآورندگان آخرین مرحله ی باروک نیز طراحان فرانسوی بودند. معمارانی که نقش اصلی را در آفریدن این محیط طبیعی خیره کننده برای لوئی چهاردهم و دربارش ایفا کردند عبارت بودند از لوئی لو وو و ژول آردوئن مانسار .کلیسای سوربن که توسط ژاک لومریسه در ۱۶۳۵ آغاز شد یکی از نخستین نمونه های این سبک ایتالیایی در فرانسه بود . تزیینات غنی و استادانه ی کلاسیک ،فاصله گذاری متنوع سطح متشکل از ستونهای متمرکز بر روی در ورودی مرکزی و قرار گرفتن یک گنبد جالب توجه بر بالای آن چون بناهای شصت سال پیش رم نشانه هایی است از این تاثیرپذیری. از دیگر بناهای باروک در فرانسه خیمه ی اورلئان به طراحی فرانسوا مانسرو، گنبد سنت لوئی، موزه ی لوور به طراحی لوئی لوور و کاخ ورسای است.نخستین اثر بزرگ لو وو پسر استادبنایی پاریسی، هتل لامبر بود که در سال 1640 روی رأس شرقی جزیره ی سن لوئی در قلب پاریس برای ژان باتیست لامبر سرمایه گذار متظاهر و افراطی فرانسوی ساخته شد. این جلوه گاه استعداد درخشان لووو، بر گرد حیاطی ساخته شده است که در آن محوطه با نمای خمیده خطش در مقابل دروازه ی ورودی ، تماماً به پلکانی شکوهمند با بهره گیری از تضاد روشنی و تاریکی به شیوه ای آشکارا باروک اختصاص داده شده است. در یک طرف پاگرد فوقانی، دهلیزی 8 ضلعی و در طرف دیگرش دهلیزی بیضی شکل پیش بینی شده است که از آن می توان به دالانی دراز در پایین نگریست که همچون انگشت از خانه بیرون نشسته است و به قوسی بزرگ و خمیده خط و مشرف بر چشم اندازی از رود سن ختم می شود. این یال دالان به طرزی استثنایی، از نخستین نمونه های نقشه ی متقارن با هدف فراهم آوردن امکان صید و مشاهده ی چشم اندازی طبیعی است. فضاهای درونی اصلی با انبوهی از نقش های برجسته ی گچ بری شده ی مفرغ کاری و مطلاکاری شده به دست خرارت وان اوسپتال و نقاشی های دیواری و سقفی با موضوعات اسطوره ای و منظره دار از کارهای اوستاش لوسور، شارل لوبرون و دیگران پوشانده شده اند.

پلان هتل لامبر

هتل لوزون در همان نزدیکی، که آن نیز سرشار از تزئینات است، غالباً به لو وو و گروه هنرمندان تکمیل کننده ی هتل لامبر نسبت داده می شود این خانه ی شکوهمند در اواسط دهه ی 1650 برای شارل گروین د بورد ساخته شد. کاخ لو وو در سال های 61-1657 با شکوه ترین کاخ فرانسوی را با عنوان وو – لو- ویکونت در نزدیکی پاریس ساخت. این کاخ در نوع خود نقطه ی اوج نخستین باغ رسمی شده به دست آندره لونوتر شمار می رود.لووو قبلاً جالبترین ویژگی این کاخ یعنی سالن بیضی شکل و گنبددار بیرون نشسته از جبهه باغ را در کاخ امروزه تخریب شده ی لورنسی گرفته و ساخته بود. در نقشه ی همکف کاخ وو – لو – ویکونت آپارتمان های باشکوه پیش بینی شده بود، یکی برای فوکه و یکی برای شخص پادشاه ، در دوسوی دهلیز و سالن مرکزی .اتاق خواب پادشاه یا با شکوه ترین اندرون موجود در کاخ، با گچ بری های فروان مطلا کاری و نقاشی به سبک رایج در ایتالیای آن روز به دست شارل لوبرون تزئین شده بود.لو وو و لوبرون، گالری آپولون را از 1661 تا 1663 در لو ور به شیوه ای طراحی کردند که در کاخ وو – لو – ویکونت اجرا کرده بودند. روحیه ی عظمت جویی کولبر، این بار او را به جستجوی طراحی هایی از برنین هدایت کرد که آن روزها بزرگترین هنرمند جهان به شمار می رفت. او در 1665 وارد پاریس شد. ولی طراحی های جسورانه اش به سبک باروک برای لوور پذیرفته نشدند و لوئی چهاردهم در سال 1667 کمیته ای 3 نفره را مأمور تهیه ی طراحی های جایگزین کرد. این 3 نفر عبارت بودند از لوور پروی پزشک و معمار تفنن کار اصلاح رساله ی ویتروویوس به دست پرو اثری بحث انگیز با تصاویری از ساختمان های بازسازی و مرمت شده ی باستانی با هدف فراهم آوردن الگوهایی برای معماران جدید بود. این معماری تیرپوش عظیم با تاکید بر ستون باربر یونانیان در جبهه ی شرقی لوور به نمایش گذاشته شد.  عظمت و کشوهمندی این بنا، امتناع همراه با آن در ادامه ی ساخت بخش مرکزی آن تا ارتفاعی آشکارا نمایشی و بلند و حال و هوای باستانی آن را فقط در زمان ساختش بلکه در صد و اندی سال بعد نیز که در نظیر هر بیننده ای نماینده ی کل آن چیزی بود که بهترین های آن (سده ی بزرگ) به شمار می رفت به اثری مخصوصاً تحسین آمیز تبدیل کرد.

موزه لوور,پاریس, فرانسه

لوور در ابتدا قلعه کوچکی بود که در اواخر قرن 12در دوران فیلیپ آوگوستوس دوم به عنوان سازه ای تدافعی در برابر نورمان ها بنا شده بود و شارل پنجم آن را وسعت بخشید و مرمت کرد. اما فرانسیس اول در سال 1546 آن را تخریب کرد وبه جای آن دستور داد خانه شکار جدیدی بسازند که پی یر لسکو مامور آن شد.کار ساخت آغاز و سپس متوقف شد ژان باتیست کولبر امیدوار بود که لوئی پانزدهم پس از ازدواج با ماریا ترزا در سال 1660 لوور را به اقامتگاه سلطنتی ودربار تبدیل کند.در نتیجه لوئی لو وو طراح برجسته باغ وشاتو در فرانسه به سال 1655وظیفه تبدیل لوور به یک کاخ شهری را با همکاری کلود پرو به عهده گرفت.ساخت این بنا در سال 1670 به پایان رسید.

کاخ ورسایتا زمان سلطنت لوئی چهاردهم کاخ رسمی و سلطنتی فرانسه کاخ لوور بود اما پس از روی کار آمدن، او تصمیم گرفت کاخ مجللی برای خود بسازد که در جهان نمونه‌ای از زیبایی، شکوه، عظمت و وسعت باشد. به همین منظور وی دستور داد دهکده زیبای ورسای به عنوان مکان ساخت این کاخ انتخاب شود. بعدها به همین علت کاخ هم ورسای نامیده شد. شروع ساخت و طراحی کاخ به سال ۱۶۶۹ برمی گردد. طراحی این کاخ به وسیله معماران ماهری به نام‌های «لویی لو وو»، طراح فضای سبز آندره لونوتر و «شارل لُبران» نقاش و دکوراتور زبردست انجام گرفت. اما طراحی اصلی کاخ به منظور استفاده به عنوان کاخ سلطنتی به سال ۱۶۷۸ باز می‌گردد. در کل مجموعه کاخ‌های ورسای در چهار مرحله ساخته و تکمیل شد. بعد از این مراحل در دوره پادشاهان بعدی نیز عمارت‌هایی به این مجمومعه افزوده شد. کاخ ورسای در تاریخ ۶ مه ۱۶۸۲ افتتاح شد. لویی چهاردهم با ساخت این کاخ در نظر داشت هم از شلوغی پاریس دور شود و هم با یکجا جمع کردن دستگاه‌های دولتی و دربار در ورسای کنترل بیشتری را بر آنها داشته باشد. علاوه بر کاخ سلطنتی و اماکن دولتی نظیر دیوان‌ها و دادگاه‌ها، منازل هزاران نفر از درباریان، فرمانداران، قضات، وزرا و شخصیت‌های حکومتی در ورسای قرار داشت. لویی چهاردهم درباریان را وادار ساخت که در ورسای زندگی کنند و از افزایش حضور، قدرت و املاکشان در دیگر مکان‌ها بپرهیزند. با این کار لویی قدرت کنترل زیادی بر تمام درباریان پیدا کرد.محوطه کاخ ورسای شکارگاهی قدیمی در فاصله حدود 20 کیلومتری جنوب غربی پاریس بود.طرح این کاخ که لوئی لووو و ژول آردوئن مانسار آن را تهیه کرده بودند چند مرحله داشت ودر سال 1661 پس از آن که آندره لو نوتر کار روی باغ ها و آب نماها را آغاز کرد ساخت آن شروع شد.در سال 1668 شاه تصمیم گرفت طرح را توسعه دهد تا بتواند به عنوان اقامتگاهی مناسب برای خود و خانواده اش از آن استفاده کند. مشکل این بود که با بنای قدیمی چه کنند زیرا کاملا از مد افتاده بود.معماران با احداث بنایی جدید در دورتادور بنای قدیمی مشکل را حل کردند.کاخ اصلی هنوز پابرجاست اما اساسا در داخل بافت سازه ای جدید قرار گرفته که از یک رشته جلوخان ایجاد می شود و فرم  یو جمع شونده ای در پیرامون حیاطی مرکزی روی تپه ای با شیب ملایم تشکیل داده است. در سال 1628 کار تا اندازه ای پیشرفت کرده بود که شاه بتواند این کاخ را پایتخت سلطنتی اعلام کند. سه خیابان از بیرون به دروازه جلو کاخ منتهی می شوند اما فقط خیابان های مرکزی و شمالی به پاریس می روند.خیابان جنوبی به طول یک کیلومتر صرفا برای ایجاد تقارن احداث شد.خیابان های ورسای تا دروازه اول ادامه دارند و کالسکه مهمانان از این دروازه  می گذرد.در دروازه دوم کالسکه ها متوقف می شدند و همه مگر عالی ترین مقامات باید راه باقی مانده تا دروازه آخر را که به حیاط داخلی منتهی می شد با اسب یا پیاده طی می کردند.در طبقه همکف  کاخ  آپارتمان هایی عمدتا به گارد سلطنتی یا برای مقاصد اداری تخصیص یافته بود.تالاری در سمت راست مخصوصا برای پذیرایی از مهمانان مهم تدارک دیده شده بود.این تالار حاوی پلکان دو رشته ای و با شکوه موسوم به پلکان سفرا بود که با مرمر رنگین و نقاشی های دیواری تزئین شده بود.این پلکان به تالارهای اصلی محل اقامت پادشاه منتهی می شد.آپارتمانها تودرتو ساخته شده بودند به این معنا که اتاق ها در کنار هم قرار داشتند و درگاه ها طوری تعبیه شده بودند که بتوان طول آپارتمان را مشاهده کرد.راهرو وجود نداشت مگر در بخش مربوط به خدمتکاراناداره ابنیه شاه که توسط  ژان باتیست کولبر تاسیس شده بود از چنان سازمانی برخوردار بود که پس از مرگ معمار اصلی کاخ لوئی لو وو عملیات دچار وقفه نشد.شاه علاقه زیادی به ساختمان سازی داشت و وقت زیادی را برای بحث با معماران در مورد هر جنبه از کار صرف می کرد.لو وو طرح های خود را تا حدودی بر اساس چشم اندارهای شاتوی واکسل-ویکتوم در بیرون پاریس تهییه کرده بود که برای نیکولاس فوکه وزیر مالیه لوئی چهاردهم ساخته شده بود.او با استفاده از یک تپه یک رشته تراس و شیب با چشم اندازهایی از ساختمان پدید آورد.اما اراضی اطراف ورسای چندان مطلوب نبودند. این اراضی فاقد چشم انداز جنگل و حتی آب بودند.آب لازم برای آب نماها و باغ ها به صورت شبکه ای و همراستا با کاخ که در منتهی الیه شرقی واقع شده بود و در طول کوچه باغی عریض همراستا با آب نمای انتهای غربی طراحی شده بودند.اگرچه در این محوطه هموار اثری از تپه به چشم نمی خورد لو وو توانست با ایجاد شیب ملایم از کاخ به طرف نهر بزرگی که دور از کاخ کشیده شده بود زیرکانه برجستگی ایجاد کند وحسی از ارتفاع وبه طور همزمان امتداد یافتن در فضا پدید آورد. انتهای غربی با حوضچه آپولو که آپولو را در حال بیرون آمدن از دریا نشان می داد. درون مایه آپولو که در غاری در همان نزدیکی تدارک دیده شده بود تاکید بر آرمان های الهی شاه بودژول آردوئن مانسار که نه تنها معمار بود بلکه ناظر و هماهنگ کننده سیستم تاسیس شده توسط کولبر نیز بود جانشین لو وو شد. اگرچه اداره ابنیه استاندارد اجرایی حیرت انگیز و بسیار بالایی داشت بازی روزگار این که غالبا برای حل مشکلات خود گاه پیش پاافتاده ترین مسائل ناگزیر بود از اقتدار شخصی شاه کمک بگیرد.در اوایل دهه 1680 لوئی چهاردهم تحت تاثیر مادام دو منتنون که پس از مرگ همسر اولش ماریا ترزا در سال 1684 در خفا با او ازدواج کرده بود به شدت مذهبی شد.در سال 1685 شاه منشور نانت را ملغا کرد. این منشور را هانری چهارم صادر کردهبود و بر اساس آن تساهل در مورد پروتستان های فرانسوی مجاز بود.کاخ ورسای چندین نیایشگاه داشت اما آردوئن مانسار مامور طراحی نیایشگاهی با شکوه تر شد.این نیایشگاه از یک شبستان مستطیلی با مخارجه اما بدون گنبد تشکیل شده بود.نسبت های این بنا از روی عمد گوتیک بود و هدف این بود که ارتباط آن را با نیایشگاه پلاتاین نشان دهد. همانند کلیسا جامع شارلمانی در آخن این نیایشگاه در طبقه همکف بازشدگی های قوسی داشت.نمای خارجی آن آمیزه ای موزون از حساسیت های گوتیک و شیوه های کلاسیک,بام شیب داربلند,پنجره های وسیعی که تا ستون نماها ادامه دارند و ضخیم شدگی پشتبند مانند دیوارهای مخارجه است.طبقه اصلی توسط ستون های قائم به ذاتی مفصل بندی شده بود که پیشانی مستقیمی را حمل می کردند و تاثیر کلوناد لوور در آن آشکار بود.این دو بنا,تریانون بزرگ ونیایشگاه,تخیل جهانی و تاریخی حاکم بر ایدئولوژی سلطنتی فرانسه را نشان میدهند که صرفا با استفاده از ماهیت انعطاف پذیر معماری باروک امکان پذیر شد. ورسای دارای بزرگترین مجموعه باغ‌ها و فضای سبزی است که تا کنون در جهان ساخته شده‌است. در میان این باغ‌ها، آبراه‌ها، حوض‌ها، فواره‌ها و مجسمه‌های زیبایی طراحی شده‌اند. طراحی تمام این قسمت‌ها توسط آندره لونتر صورت گرفته‌است. طراحی فضای سبز به شکلی است که نمای بسیار وسیع و بی انتهایی را به ذهن می‌آورد. باغ‌ها نیز در قسمت جنوبی کاخ قرار گرفته‌اند که نمای فوق العاده‌ای را از تراس کاخ سلطنتی فراهم می‌کند. تمامی این فضا بر دو سوی کانال محوری ورسای قرار گرفته‌اند. در چهار سوی این کانال نیز فواره‌ها و استخرهای عظیمی پدید آمده‌اند که بعضی از آنها نظیر استخر آپولون و یا استخر لاتونا شهرت جهانی دارند.

کاخ‌های الهام گرفته از ورسای
کاخ سلطنتی روسیه به نام کاخ پتروف ساخته شده به دستور پطر کبیر
کاخ سفید در ایالات متحده
کاخ سلطنتی هرنشیمزی در آلمان ساخته شده به دستور لودویگ دوم پادشاه باواریا
کاخ همپتون کورت در انگلیس
کاخ چت وورث در انگلیس
کاخ بلن هیم در انگلیس ساخته شده به دستور دوک مارلبورو
کاخ شلوس ویلهمشوس در آلمان
کاخ شلوس آگوستوسبورگ در آلمان
کاخ لودویگزبورگ در آلمان
کاخ شلوس شلیسهلم در آلمان
کاخ وورزبورگر در آلمان
کاخ دروتهیلنگم در سوئد
کاخ شونبرون در اتریش
کاخ استرازا در مجارستان
کاخ کاسرتا در ایتالیا
کاخ دوکال در ایتالیا
کاخ استیپینیجی در ایتالیا
کاخ لا گرانجا در نزدیکی مادرید اسپانیا
کاخ کوئلوز در اسپانیا
کاخ جاگاتجیت در پنجاب هند
کاخ لازینکی در لهستان
کاخ برانیسکی در لهستان
کاخ پاورکورت هووس در ایرلند

والتا

والتا واقع در جزیره ی مالت، یکی از بزرگترین نمونه های دست نخورده ی استحکامات و معماری باروک در جهان به شمار می رود  از آنجا که در اواخر قرن 19 بسیاری از شهرهای اروپا استحکامات خود را تخریب کردند تا فضای لازم برای توسعه ی شهر فراهم شود کاخ های معدودی هستند که چنین تصویر کاملی از شهر قرن هجدهمی را که هنوز ریشه در شبکه ی شهری رنسانس متأخر داشت به نمایش بگذارند. مالت مستقلاً توسط شهسواران مالت اداره می شد و عمدتاً سدی دفاعی در برابر دست اندازه های امپراتوری عثمانی به کشورهای غرب مدیترانه به شمار می رفت. شهسواران مالت ، قبل از آنکه توسط ارتش های مسلمانان از بیت المقدس به ردس، و از آنجا توسط عثمانی ها به مالت رانده شوند، شهسواران را تعقیب و در سال 1565 جزیره  مالت را محاصره کردند. اما بازپس رانده شدند. پس از موفقیت شهسواران در برابر عثمانی ها، شهسواران جدید از اصیل ترین خانواده ها، گروه، گروه به آن ها پیوستند و سبب افزایش قدرت و ثروت آن ها شدند. با کاهش خطر تهاجم عثمانی کار و بار فرقه های شهسواری سکه شد. معماری نسبتاً بی پیرایه و ضد اصلاحاتی که روزهای نخست والتا را رقم زده بود، جای خود را به نماهای پر طول و تفصیل باروک داد.استحکامات این کاخ نیز مرتباً مرمت می شد و توسعه  می یافت پس از آن هیچ حمله ی مهمی به این استحکامات نشد که به نوعی گواه شهرت آن است.

 

کلیسای جامع سنت جان (7-1573)

کلیسای جامع سنت جان بازتاب خلقیات ضد اصلاحات، در تلفیق با سطوح نظامی فاقد پنجره است. پلان این کلیسا بسیار ساده است و از یک شبستان تشکیل شده است که از راهروهای جانبی آن به عنوان نیایشگاه هایی برای ملل مختلفی استفاده می شد که دسته های نظامی بر طبق آن سازمان یافته بودند. بی پیرایگی معماری متقدم ضد اصلاحات چندان نپایید, زیرا باروک به تجلیل از قدرت دربار تکامل یافت. بازتاب این تحول در والتا ، مهمانسرای کاستیله (1744) با جبهه ی گشاده و تزئینات ورودی مفصل است. معمولاً سبک باروک مالت آمیزه ای از عناصر تزئین و اشتیاق دیرپا به تندیس گری است که نمونه ی آن را می توان در نمای مهمانسرای ایتالیا دید.


باروک باواریایی

باواریا یک واحد جغرافیایی جمع وجور، واقع بین دانوب در شمال کوه های آلپ در جنوب، رود لش در غرب و رود این در شرق، از اواخر قرن 12 دوک نشین بود و در حقیقت تقریباً در تمام طول این دوره فرمانبردار و یتلسباخ ها محسوب می شد. این ناحیه با جمعیتی که عمدتاً روستایی بود، فقط 3 شهر با جمعیتی بیش از 100000 نفر داشت. آیین کاتولیک ، به رغم جنگ های مذهبی، در این ناحیه دست نخورده باقی مانده بود. توده ی روستایی باواریا باروک را به اسلوب معماری پر نشاط تبدیل کرد که سرشار از جزئیات و نگاره هایی بود که شاید نازک طبعانه تلقی می شدند. اما از نظر عاطفی کاملاً حس شده بودند و تصویر گر ایمان آنان بود. فضای داخل کلیساها در روستاها و صومعه ها معمولاً به رنگ سفید رنگ آمیزی می شد، بسیار روشن و جادار بود و روکش های مطلابه آن ها جلوه ی شناور و اثیری می بخشید . گنبد که در ترکیب بندی معماری ایتالیایی عنصری بسیار مهم است، در باواریا اصلاً نقش مهمی ندارد.فرسک های سقفی برجستگی خاصی داشتند و در آن ها به نظر می رسد که مرز بین زمین و آسمان محو شده است. فعالان کلیسا شکوه پیروزی مسیح را در سقف کلیسا شاهدند. وقتی این فرسک ها زیر نور مطلوب نظاره شوند در غنا و تنوع رنگ، چهره های صف کشیده حواریون, قدیسان و آباء کلیسا استقرار یافته در نقاط تعیین کننده ی ترکیب بندی ، فرشتگان و کودک فرشتگان در حال پرواز، بازی، نشسته ، لمیده ف در زمینه ی آسمان آبی و در میان ابرها، غرقه اند و در نوع خود ترجمانی پر نشاط و هنرمندانه را شکل می دهند. این تزئینات به ندرت سنگین و خسته کننده اند و وحدت مضمونی و نمادی حیرت انگیزی دارند. طاق ها معمولاً آجری بودند، به اندازه ی یک رج ضخامت داشتند و از بالا توسط تویزه تقویت می شدند. ثلث پایینی طاق معمولاً توسط رجی اضافی از آجر تقویت می شد و روی کل کار ملاط ریزی می کردند تا یک پوسته ی بتنی محکم حاصل شود. این طاق ها که در آن ها سنگ به کا نمی رفت ، به سرعت ساخته می شدند و ساخت آن ها کم هزینه بود. این طاق ها از مشکلات استاتیک فارغ بودند و غالباً فقط در چند نقطه تکیه گاه لازم داشتند.

 

باروک در اتریش و آلمان

هنرها در آلمان از جنگ 30 ساله ی 1618-1648 به بعد شدیداً آسیب دیدند. بازگشت به وضعیت پیشین که نزدیک به 50 سال به درازا کشید شامل کوششی برای نشاندن معماران بومی به جای معماران سیار ایتالیایی و عموماً موثر در آغاز عصر رنسانس می شد. نماینده ی این آرمان جدید، این بار معمارانی اتریشی یا آلمانی بودند مانند فیشر فون ارلاخ و هیلد برانت در اتریش، اشلوتر در پروس و برادران آزام در باواریا.اتریش با برخورداری از یک احساس فزاینده ی هویت ملی، نخستین کشور در میان کشورهای آلمانی زبان بود که سبک باروک ملی مختص خود را پی ریزی کرد. معمار بزرگ این مرحله جدید سرشار از اطمینان، یوهان بر نهارد فیشر فون ارلاخ نام داشت که یکی از نوآورترین معماران روزگار خود در اروپا به شمار می رفت. یکی از نخستین کارهای او بنای کاخ فراین در ناحیه ی مواوینی بود که برای یوهان میشائلف کنت آلتان در فاصله ی سال های 1690 تا 1694 ساخت. در اینجا او یک بنای بیضی شکل عظیم بر پا داشت که تالار اجدادی خاندان آلتان بود و به شکلی چشم گیر بر پرتگاه عمودی بالای رود تایا واقع شده بود. نقشه ی همکف اجرا نشده ی فیشر فون ارلاخ برای کاخی عظیم الجثه که به سفارش امپراتور شونبرون در حومه ی وین ساخته شد نیز تلفیقی از مضامین برگرفته از باروک فرانسوی و ایتالیایی و رم، عصر باستان است.

 

ارلاخ چندین اثر از میان نخستین شاهکارهایش را در زالتسبورگ ساخت به ویژه کلیسای تثلیث و کلیسای کالج از دانشگاه بندیکتیان. جالب ترین اثر ارلاخ، کلیسای کارلز کیرشه وین بود برای شارل ششم. فیشر فون ارلاخ که انسانی روشنفکر بود در سال 1723 جای خود را در مقام ارزیاب کل ساختمان های امپراتوری مقدس روم به رقیبش یوهان لوکاس فون هیلد برانت داد که انسانی دنیا دیده و خوش مشرب بود. شاهکار هیلدبرانت کلیسای دیر ملک که در ساختگاهی عالی بر بالای رود دانوب واقع شده است با کلیسا و قلعه ی دو رم رقابت می کند که هر دو بر بلندترین نقطه ی آکروپولیس شان در بالای رود ور قرار گرفته اند و به همین دلیل یکی از قطعات بزرگ و تکمیل کننده ی معماری غرب به شمار می روند. تصویر سایه نمای دو برجی آن پاسخی باروک وار به جبهه ی غربی هر کلیسای گونتیک است.

کلیسای نرسهایم (92-1747)

باروک جنوب آلمان عمدتاً سرگذشت چند معمار بلند آوازه است که نقاشان، اندود کاران و تندیس سازان با همین درجه از صاحب نامی، به یاری آن ها شتافتند. درمیان آن ها باید از یوهان میشائیل فیشر و یوهان بالتاز نویمان نام برد. برجسته ترین اثر نویمان احتمالاً کلیسای زیارتی ویدز هن ها یلیگن در یک صومعه فرانسیسکن در نزدیکی شهر بامبرک باشد که در قرن 15 و در پی ظهوری معجزه آسا  به مکانی زیارتی تبدیل شد. اما آخرین و جامع ترین اثر نویمان، کلیسای نرسهایم بود. این کلیسا قائم به ذات نیست. بلکه در بافت صومعه ای بندیکتی گنجانده شده و حتی در انتهای جایگاه همسرایان آن، برج قدیمی کلیسای قبلی که به سبک رومی وار بنا شده بود، حفظ شده است. در داخل طاق های بیضوی و دایره ای به قابی مواج از ستون ها، ستون نماها، قوس ها و جرزها متکی است. فضای داخلی کلیسا غرق نور است.یک معمار برجسته ی دیگر یوهان زانتینی آشیل می باشد. آشیل گرچه به سبکی مشتق شده از سبک بورومینی و گوارینی کار می کرد صاحب سبک گونتینی باروک وار نیز شد که به بهترین شکل ممکن در تعدادی از کلیساهای ناحیه بوهم از جمله کلیساهای زیارتی تسلنا او را در نزدیکی ناحیه ی سار متجلی شده است.

معماران بزرگ باروک در پراگ و بوهم جملگی از اعضای خاندان دینیتسنهوفر با اصل و نسب باواریایی بودند. این معماران عبارتند از کریستف دینیتسنهوفر ، برادیش یوهان و پسر او کیلیان ایگناتس.  یوهان به دلیل وارد کردن روحیه ی ابداع گرانه ی باروک بوهمیایی به ایالت مرکزی فرانکونیا اهمیت دارد و شاهکارهایش در اینجا عبارتند از کلیسای دید بندیکتی بانتس و کاخ واسینشتاین در پومرزفلدن که ساخت آن در سال 1711 برای لوتار فرانتس فون شونبور پرنس آغاز شد. نقشه ی همکف این کلیسا از بخش های در هم قفلیده ی بیضی شکل تشکیل می شود که به شکلی نشاط بخش از طریق تویزه های غول آسای سه بعدی در طاق بازتاب یافته و بیان شده اند. کلیسای کاخ پومرزفلدن به دلیل پلکانش که یک کلاه فرننگی بیرون نشسته ی وابسته به خودش را در قالب بخش مرکزی کل این ساختمان E شکل اشغال می کند به یاد ماندنی است.ساخت پلکان های آیین از نشان های شاخص کارهای بالتازارنویمان و بزرگترین معمار دوره باروک پسین است. این پلکان ها نقاط تاکید اصلی در بناهایی چون ودر تسبورگ زیدنتس ، کاخ بروخزال، و کاخ برول به شمار می روند.

باروک آغازین انگلستانجریان روبه رشد معماری قرن 17 انگلستان با آتش سوزی لندن در سال 1666 م. که بسیاری از بناهای مهم شهر از جمله 87 ساختمان اداری کلیساهای لندن در آتش سوختند شدت گرفت. به سرعت پس از آتش سوزی اقدامات سریعی برای باز سازی شهر لندن با رجوع به کلیساها و کلیساهای جامع صورت گرفت. دفتر کار سر کریستوفر رن که بعدها به اداره نقشه برداری عمومی تبدیل شد مسئولیت طراحی و ساخت برخی از کلیساها را بر عهده گرفت. رن که از آموزش های علمی بهره مند شده بود شروع به حل مشکلات ساختاری با راه حل های باروک براساس انطباق و تحریف نمود. بازسازی کلیسای جامع سنت پائول (St. paul) بزرگترین درگیری معمارانه او در آغاز این راه بود و در این امر او ترسیمات و طرح های بسیاری کشید. در طرح نهایی، رن با عدم رغبت و تمایل سبک انگلیسی برای تطبیق با سبک باروک قاره ای مواجه شد.طرح های مقدماتی برای کلیسای سنت پائول در طرح مدل های بزرگ به پختگی و کمال خود رسید. در پلان مجموعه آن به صورت ساختاری مرکزی با دیوارهای خارجی مقعر یک گنبد بزرگ مرکزی که به وسیله ی یک حلقه غلامگردشی برای نمازخانه ها و گنبد کوچک دوم نزدیک هشتی ورودی نمایش داده شده است به چشم می خورد. طرح یادآور کلیساهای عظیم باروک قاره اروپا بود و مورد موافقت روحانیون نبود زیرا تصور می کردند که طرح سنتها را شکسته و این امر نا ممکن است.

کلیسای جامع سنت پلst. paul) ,1709-1675م,لندن,انگلستان,رن)

پس از ویران شدن کلیسای جامع سنت پل در آتش سوزی بزرگ لندن بسیاری می خواستند آنرا به سبک گوتیک متقدم بسازند اما رن بنایی را در نظر مجسم می کرد که سلیقه ملی را تعالی بخشد و با بناهای اروپایی رقابت کند.این بنا به شکل چلیپایی با گنبدی روی تقاطع گاه است. گنبدی که یکی از بزرگترین گنبدهای جهان به شمار می رود.این بنا با سه گالری در ترازهای مختلف احاطه شده است.رن برای پنهان کردن راهروهای کوتاه,یک طبقه دوم فاقد پنجره طراحی کرد که پشت بندهای نگهدارنده طاق ها را نیز پنهان می کرد.بدون این طبقه دوم کاذب,مقیاس گنبد به صورت حیرت آوری نامتناسب می شد.حتی با وجود این طبقه کاذب,گنبد بزرگ به نظر میرسد.گنبد این کلیسا بر حلقه ای از ستون ها,با هشت پشت بند که به طرز ماهرانه ای پنهان شده اند تکیه دارد.در داخل برای شبستان شیوه غول ستونی و برای فضاهای فرعی شیوه ای پست تر مشاهده می شود که می توان گفت تقلیدی از سان پی یترواست.اما برخلاف ساقه کوتاه تر میکل آنژ که کاملا در بدنه ساختمان جای گیر شده است ساقه گنبد سنت پل بلند و جا دار است و تقریبا به صورتی غیر قابل درک از مرکز بنا دور شده است. برجک نور گیر میکل آنژ به صورت دسته ای از نیروهایی به نظر می رسد که در بسته ای نسبتا تنگ پیچیده جمع شده اند اما برجک نورگیر رن با آرامش به صورت پرستشگاهی کوچک ومتمرکز بر تارک گنبد تکیه زده است. گنبد نیمکروی عملا از یک قاب چوبی و یک سطح سربی تشکیل شده که به یک سازه بنایی متکی است.در زیر آن یک طاق تقریبا کروی تابی قرار دارد.برای ایجاد تاثیر ارتفاع به صورتی که از دیدگاه بیننده گنبدهای داخلی و خارجی با هم جفت و جور به نظر بیایند ستون های تکیه گاه گنبد را به سمت مرکز میل داده اند.روی نما که بیشتر مناسب کاخ به نظر می رسد تا کلیسا ستون نماهای جفتی و جا پیکره ها به دوناتو برامانته متکی اند چنان که حلقه ی ستون ها در قاعده گنبد که بر خلاف ستون های داخل کارکرد سازه ای ندارند مگر به صورت پشت بندی قاعده گنبد.جفتی سازی ستون های کرنتی نما از لوور اقتباس شده است.

(کمبریج 84-1676) کتابخانه ی دانشکده Trinity

رن این کتابخانه را در دانشکده ترینتی بین قطعات موجود در Neviles Court بنا نهاد. او از یک طرح مبهم و راز آلود برای نمایی که بین سطح پائین کتابخانه و ارتفاع نظام دوریک با پر کردن قوس های همکف با نورگیرهای سقف تراشیده و حکاکی شده اختلاف و تمایز ایجاد کرد.

(1683 م,رن)  کلیسای st. james

همانطور که رن در یادداشت های غیر رسمی خود عنوان کرد کلیساهای شهری او به عنوان تالار اجتماعات یا آمفی تئاترهای کوچک با ردیف صندلی هایی در اطراف  سه وجه کلیسا برای نشستن حضار و استماع وعظ کشیش قرار گرفت و این امر به تقدیس در مذهب پروتستان تاکید می کرد. در کلیسای سنت جیمز سکوی خطابه بین صندلی های قسمت میانی کلیسا با محرابی که در پشت منتهی الیه دیوار شرقی قرار دارد، قرار گرفته است

کلیسای st .Bride (لندن 03-1701 م,رن)

مناره زیبا و خلاقانه کلیسا بر بالای خانه های مجاور برای شکل دهی تزئینات خارجی قرار می گیرد. در کلیسای سنت براید بنا 4 طبقه بود که با پلکان سنگی که در میان هسته ی اصلی بنا بالا می رود هر طبقه به صورت 8 وجهی بنا شده و توسط بازشوهای قوس دار تهی گشته و ستون های 4 گوش توکار در گوشه آراسته شده است.

کلیسای st. Bennet (لندن 1683 م,رن)

در معماری رن اغلب پنجره های سرگرد به ویژه در کلیساهای شهری او مشهود است. ریسه های گلی سنگین و یا به عبارت دیگر نماهای آجر مسطح ویژگی خاص رنی به کار می دهد که از موارد دیگر می توان به همجواری سنگ و آجر برای ایجاد تاثیرات چند رنگی اشاره کرد.

باروک متأخر انگلستان

دومین تجلی معماری باروک انگلستان با ظهور نسل جدیدی از معماران که برخی از آن ها در آتلیه رن کار می کردند در اوایل قرن18 شکل گرفت.دو تن از اساتید این سبک هاکس مور و وانبروگ نام داشتند. هاکس مور در طرح و اجرای بسیاری از بناهای سلطنتی شامل بیمارستان گرینویچ که بعد از مرگ رن به اتمام رسید با او همکاری می کرد. بیمارستان سلطنتی با حیاط های جفت و بال های بازشو که اقتباسی از خانه ی ملکه کار اینیجو جونز در انشعاب رودخانه بود، یکی از اشکال نوین سبک باروک که به وسیله ی هاکس مور و وانبروگ توسعه یافته بود. آن ها به عنوان همکار و شریک تعدادی خانه های ویلایی در حومه شهر با بال های محدب و مقعر پیوسته بنا نهادند. علاقه آن ها به جوهر و توده اصلی دیوارها در سطوح تزئینی با بازی با مقیاس ها و هماهنگی های عناصر بی مصرف کلاسیک انعکاس یافت.


(ووداستاک انگلستان,1722-1705,جان ونبرو) کاخ Blenhein

کاخ بلنهایم خانه اربابی یادمانی و بزرگی واقع در ناحیه ووداستاک در آکسفوردشایر انگلستان است. این کاخ که یکی از بزرگترین خانه‌های انگلستان است، بین سال‌های 1705 تا 1722 به عنوان هدیه‌ای از سوی مردم انگلستان به جان چرچیل، نخستین دوک مارلبرو، به پاس فداکاری‌هایش در جنگ با ارتش فرانسه و باواریا ساخته شد.  این کاخ که به سبک نادر و کمیاب باروک انگلیسی ساخته شده است، از نظر ارزش معماری از سال 1720 تاکنون محل بحث و جدل کارشناسان بوده است. پلاکی که بر فراز دروازه عظیم شرقی این کاخ نصب شده است، تاریخچه آن را چنین خلاصه می‌کند: «این کاخ با بهره از خوان سخاوت سلطنتی برای جان دوک مارلبرو و دوشس او، سارا، به دست سر جان ونبرو بین سال‌های 1705 تا 1722 بنا شد. پس از تکمیل کاخ بلنهایم، این کاخ به سکونتگاه خانواده چرچیل تا سیصد سال آینده تبدیل شد و اعضای مختلف این خانواده اشرافی به فراخور حال هر یک تغییراتی در فضای داخلی، باغ و تفرجگاه این کاخ ایجاد کردند. این کاخ همچنین محل تولد وینستون چرچیل، نخست وزیر انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم و مشهورترین نواده نخستین دوک مارلبرو است. اتاقی از کاخ بلنهایم که وینستون چرچیل در آن متولد شده است، اکنون به یک موزه دائمی تبدیل شده است. انتخاب آرشیتکت برای ساخت این کاخ از ابتدا با جنجال همراه بود. دوشس سارا علاقمند بود سر کریستوفررن، آرشیتکت مشهور انگلیسی که به خاطر ساخت کلیسای جامع سن پل شهرت دارد، عهده‌دار طراحی و ساخت این کاخ شود. اما دوک در پی یک دیدار تصادفی با سر جان ونبرو در یک تئاتر، دوست داشت که طراحی این کاخ را بر عهده او بگذارد. جان ونبرو، نمایشنامه‌نویس مشهور و آرشیتکت ناآموخته‌ای بود که اغلب به همراه نیکلاس هاکسمور که آرشیتکتی درس‌خوانده و عمل‌گرا بود، کار می‌کرد. این گروه دو نفره به تازگی ساخت مرحله اول قصر هوارد به سبک باروک را به پایان برده بودند. این عمارت بزرگ که در یورکشایر انگلستان بنا شده بود، یکی از نخستین کاخ‌های انگلستان بود که به سبک باروک پر نقش و نگار اروپایی ساخته می‌شد. این عمارت باشکوه و پرزرق و برق چشم دوک مارلبرو را گرفته بود و او دوست داشت عمارتی شبیه آن در ووداستاک ساخته شود. اما بر خلاف تصور ونبرو، کاخ بلنهایم برای او شهرت و افتخار چندانی به همراه نیاورد. مشکلاتی که بر سر تأمین بودجه این پروژه بلندپروازانه به وجود آمد، باعث شد او متهم به ریخت و پاش و زیاده‌روی شود. در حالی که دوک مارلبرو اغلب در سفر بود، دوشس نیز که از ابتدا دل خوشی از انتخاب ونبرو برای ساخت کاخ بلنهایم نداشت، هیچ دفاعی از او نمی‌کرد. اما بخش اعظم مشکلات ونبرو، ناشی از چیزی بود که از او خواسته بودند. مردم از او یک بنای یادمانی می‌خواستند، اما دوشس نه تنها از او بنایی درخور قدردانی از شوهرش، بلکه خانه‌ای که برای زندگی راحت باشد نیز می‌خواست و این دو ویژگی در معماری قرن هجدهم با یکدیگر سازگاری نداشتند. 

بیمارستان گرینویچ (لندن 1695 م,رن)

بیمارستان سلطنتی ناوال در گرینویچ در سال 1695 م . ساخته شد. رن با استفاده از پلان جفت حیاط که با چشم انداز خانه ملک در محور اصلی هماهنگی یافته بود کار خود را آغاز نمود. نماها توسط جانشینان رن تکمیل شدند و شامل نقشمایه های مانند قوس برجی شکل یا سنتوری شکل می شد.

 

(یور کشایر انگلیس 1712-1699جان ونبورگ)کاخHaward

قصر هاوارد انگلستان اگر چه از لحاظ ظاهری شبیه یک کاخ پادشاهی است اما در حقیقت مسکونی است و بیشتر از 300 سال محل زندگی خانواده ی هاوارد بوده است. این خانه یا بهتر بگوییم قصر در یورک شایر شمالی در انگلستان قرار دارد و بزرگترین قصر در تمام بریتانیا است. ساخت این قصر در قرن 17 میلادی آغاز شد و به مدت 15 سال به طول انجامید. زمین های اطراف این قصر که شامل باغ های مختلف ، چمنزارها و پارک است هم متعلق به کاخ است.

پلان ونبورگ مربوط به کاخ هاوارد در گرینویچ حیاط های جلویی بنا را با یکدیگر تلفیق می کند. ساختمان های خدماتی اطراف اولین حیاط باز شکل می گیرند و به بدنه اقلیمی گنبدی شکل ساختمان به وسیله ی بازه های ردیف ستونی منحنی که حیاط دوم را شکل می دهند، احاطه شده اند.


تاج قوس عظیم

تاج های قوس بزرگ توسط معماران باروک انگلستان به عنوان یک عنصر تزئینی بر روی درب ها و پنجره ها به کار گرفته شدند. برخی از معماران علاقمند به استفاده از 5 قطعه سنگ در پوشش پهنای بنا هستند. هاکس مور اغلب از تاج های قوس عظیم هم پوش برای بازشوهایی که عرض آن ها از نصف طول کمتر بود و هم چنین برای انتقال نیروهای عمودی قوی به جلو استفاده می کرد.

 

ستون های حلقوی (seaton Delaral)

ستون های حلقوی از جمله عناصر برجسته و قابل توجه بنای دلاوال و سایر خانه های حومه شهری وانبروگ می باشد. معمولاً در شکل نظام ستون سازی دوریک به تنه ستون ها به وسیله شیارهای منظم و دقیق تراشیده می شود.

 

سنت فیلیپ (St. philip) (بیرمنگام 15-1709 م,توماس آرچر)

یکی از سازندگان کلیساها در سال 1711 م توماس آرچر بود. کلیسای سنت فیلیپ در

 بیرمنگام کاملاً یادآور کلیساهای باروک ایتالیا و فرانسه با دیوارهای محدب، برج گنبد دار، پشت بندهای مورب برجسته و بازشوهای چشمی گرد می باشد. کلیسا دارای یک پلان جعبه ای انگلیسی بود که از شکل کلیساهای رن اقتباس شده بود. 

باروک در اسپانیا

لئوناردو فیلادوئا معمار پر کار و بنیان گذار سبک باروک در شهر سویل می باشد. حیرت آورترین دستاورد سبک باروک اسپانیا، جزیی است به نام تراسپارنته که از 1721 تا 1732 به دست نارسیسو تومه ساخته شد.این همان سرمناره ی مطلوب سبک باروک برای تلفیق معماری، نقاشی و پیکر تراشی در قالب یک توهم فضایی است. برای آنکه امکان پرستش آیین مقدس در طاقچه ی جا پیکره وجود داشته باشد طاقچه را به درهای شیشه ای مجهز کردند.بزرگترین معمار باروک پسین اسپانیا رود ریگس تیسون ونتورا نام دارد که برخی از خصوصیات بوقلمون صفتانه ی بوفران در فرانسه یا گیبز در انگلستان را می توان در کارهایش مشاهده کرد. نخستین اثر او کلیسای سان مارکو در مادرید با نمای منحنی است که بازتاب هایی از کلیسای سانتا ندرئا آل کویریناله به اضافه ی نقشه ای بسیار گوارینی وار متشکل از مجموعه ای از دست کم پنج جزء بیضی شکل در آن مشاهده می شود. او در سال 1750 و در کلیسای ال پیلار ساراگوسا همان نمازخانه ی بیضی شکلی را ساخت که ستون مقدسی که مریم عذرا روی آن بر یعقوب ظاهر شد در آن قرار دارد.در اندلس، فرانسیسکو خاویئر پدراکساس کلیسای بخش آسانسیون در پریگو را در سال های 1771-1786 ساخت. خزانه ی هشت ضلعی گنبد دار و بلند پروازانه ی کلیسا بر کل بنا سایه افکنده است. این اندرون دو طبقه و دالان دار با قرنیزی موجی شکل و نگه دارنده ی بالکن، دارای تزئینات بسیاری به سبک روکوکو است و با کثرتی تکراری و لرزان اجرا شده است که به کاملترین شکل خود در کارهای معماران اسپانیایی فعال در مکزیک بنیان شد.

 

 

 

 

 






آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
کسب درآمد
کسب درآمد

با وارد کردن آدرس ایمیل خود در خبر نامه سایت عضو شوید و از آخرین آپدیت های سایت باخبر شوید

Delivered by FeedBurner

 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات